تأثیر ابعاد کمال گرایی (خودمدار، دیگر مدار، جامعه مدار) در گرایش به طلاق

نویسندگان

چکیده

هدف این پژوهش، تعیین رابطه ابعاد مختلف کمال گرایی (خودمدار، دیگر‌مدار، جامعه‌مدار) در گرایش به طلاق در بین افراد متقاضی طلاق و افراد غیرمتقاضی طلاق است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. همچنین با توجه به مقایسه ابعاد کمال گرائی و گرایش به طلاق در افراد متقاضی طلاق و افراد عادی، از روش پژوهش پیمایشی از نوع همبستگی استفاده شده است. حجم نمونه تعداد 300 نفر هستند که 150 نفر از متقاضیان طلاق به دادگاه خانواده شهر شهرکرد مراجعه کردند و 150 نفر دیگر از افراد عادی هستند که تاکنون متقاضی طلاق نبودهاند که پس از همگن سازی براساس ویژگیهای تحصیلات، سن، محل سکونت و ... از طریق روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامههای تحقیق شامل سه پرسشنامه، ابعاد کمال‌گرایی، گرایش به طلاق و جمعیت شناختی را بودند. پایائی پرسشنامه کمال گرایی چند بعدی با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت که مقدار 726/0 و برای پرسشنامه گرایش به طلاق مقدار آلفا 714/0 بدست آمده است. برای تحلیل داده‌های حاصل از ابزارهای پژوهش، از آمار توصیفی شامل جدول فراوانی و درصد فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد و برای بررسی فرضیه‏های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد. یافتهها نشان میدهد از بین ابعاد کمال‌گرایی دو بعد کمال‌گرایی خویشتن‌مدار و دیگر‌مدار با گرایش به طلاق رابطه معنادار دارد؛ اما بین بُعد جامعه‌مدار کمال‌گرایی و گرایش به طلاق رابطهای بدست نیامد و از بین ابعاد کمال گرایی، بعد خویشتن‌مدار کمال‌گرایی میتواند پیش‌بینی کننده گرایش به طلاق باشد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که کمال گرایی یکی از ویژگیهای پایدار شخصیتی است و با آسیبهای روانشناختی متعددی در ارتباط است و در این تحقیق نیز رابطه آن با ناسازگاری زناشویی و گرایش به طلاق تأیید گردید.

کلیدواژه‌ها